جستجو
   
    Delicious RSS ارسال به دوستان خروجی متنی
    کد خبر : 22181
    تاریخ انتشار : 11 بهمن 1391 15:19
    تعداد بازدید : 781

    خويش باوري افراد داراي معلوليت

    شايد حتي اگر قوانين مربوط به افراد داراي معلوليت به طور كامل اجرا ميشد، اين افراد هنوز از برخوردهاي فرهنگي در جامعه گله داشتند ... چه اقداماتي مي توانيم انجام دهيم تا افراد توانياب را با همه توانمندي ها و استعدادهايشان در جامعه بشناسيم و بشناسانيم؟

    با بررسي آثار و مقالات موجود درباره " افراد داراي معلوليت"  درميابيم آنچه كه امروز در كشور ما موضوع بحث ها و گفتگوهاي كارشناسي و جامعه شناسانه است، بحث ضرورت تأمين امكانات عمومي، رفاهي و آموزشي براي فراهم آوردن دسترسي جامعه افراد داراي معلوليت به حداقل امكانات است. امكاناتي كه اولين گام براي حضور فعال اين افراد در كنار افراد سالم در جامعه است.

    ناگفته پيداست كه تا احقاق كامل حقوق افراد داراي معلوليت دركشورمان و اجراي كامل " قانون جامع حمايت از معلولان" راهي طولاني پيش روست، لكن نبايد مقوله بسيار مهم ضرورت فرهنگ سازي، آموزش آحاد جامعه نسبت به ويژگي هاي افراد داراي معلوليت و حقوق و تكاليف متقابل و توانبخشي توام با  القاي روحيه خودباوري اين اقليت بزرگ دور از نظر بماند. چراكه بعد از انجام تحقيقات ميداني و مصاحبه ها و كنكاش ها درباره مشكلات و وضعيت كنوني افراد داراي معلوليت در كشورمان، و همچنين جستجو درباره راهكارهاي مورد استفاده و دستاوردهاي كشورهاي توسعه يافته در اين زمينه به اين نتيجه مي رسيم كه تنها مناسب سازي فضاهاي شهري، موجب حضور فعال و موثر افراد توانياب در جامعه نمي شود؛ بلكه مادامي كه نگاه جامعه، اطرافيان و حتي خانواده به اين افراد به عنوان " ناتوان" تغيير نكرده است، تغيير مؤثري در اين حوزه صورت نخواهد گرفت.

    موارد و مصداق هاي بسياري در سراسر جهان براي اثبات اين مدعا وجود دارد. يعني زماني كه افراد خود به باور توانايي هاي بالقوه و استعدادهاي چشمگيرشان و  «مؤثر بودن» به جاي داشتن حس انزوا و غيرمؤثر بودن مي رسند، درصدد ايجاد تغيير و گسترش اميد و عرضه دستاوردهايشان به جامعه برمي آيند و تأثير شگرفي هم برجامعه سالم و هم بر جامعه داراي معلوليت مي گذارند. از اين نمونه افراد در كشورمان بسيار هست، افرادي كه با وجود همه محروميت هاي اجتماعي در زمينه هاي هنري، علمي و حتي موفقيت در «اداره يك زندگي مستقل» عملكردي بسيار تحسين برانگيز دارند، هرچند شايد به اندازه نيك وويچيچ يا افراد ديگر مثل او شناخته شده نباشند. اگرچه اغلب اين افراد گمنام هستند اما با ديداري از انجمن هاي توانبخشي مي توان شاهد هنرمندي ها و نوآوري ها و دستاوردهاي آنان بود.

     

    شايد اكنون در كشور ما نياز به حضور مؤسسات و افراديست كه فعاليت در اين حوزه را از محدوده توانبخشي و يا اعلام و دفاع از حقوق اين افراد فراتر برده و تغيير نگرشي وسيع در جامعه ايجاد كنند. در اينصورت نه تنها دولتمردان كه به حكم وظيفه مسئول حمايت و حفاظت از حقوق افراد داراي معلوليت هستند مخاطب قرار خواهند گرفت، بلكه تك تك افراد جامعه مسئول و سهيم در ايجاد تغيير و فضايي بهتر براي زندگي هم نوعانشان در اجتماع خواهند شد.

    خانم كارولين كِيسي نمونه يك فرد داراي معلوليت است كه توانايي هاي خويش را باور كرده و باعث ترويج و القاي احساس ارزشمندي افراد داراي ناتواني در جامعه جهاني شده است. وي با تأسيس مؤسسه كانچي ( Kanchi) در دوبلين ايرلند توانست تأثير بسزايي بر شركت هاي تجاري و صنعتي در زمينه تغيير رفتارها و به كارگيري كارمندان داراي معلوليت بگذارد. او در سال 2004 جايزه O2 Ability  را براي شركت هايي كه در به كارگيري كارمندان يا خدمت رساني به مشتريان داراي ناتواني سهمي داشتند، خلق كرد. اين مؤسسه فعاليت هاي خود را بر شناساندن ارزش تفاوت ها و توانايي هاي افراد داراي معلوليت متمركز كرده و در سطح جهاني با صدها بنگاه اقتصادي همكاري دارد.

     

     

     

    اميد است در كشور ما نيز، همگام با تأكيد بر توسعه امكانات فيزيكي و رفاهي در اين حوزه، كار در حوزه هاي فرهنگي و آموزشي مورد غفلت قرار نگيرد و ما نيز درآينده اي نه چندان دور شاهد حضور مستمر و فعال نيروهاي پرتوان جامعه افراد داراي معلوليت ايران در جامعه باشيم.

     

    نويسنده: سعيده مختارزاده

     


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :
تعداد بازدید کنندگان کل :
تا کنون :
28654675
اکنون :
55